تبلیغات شما در اینجا
X
و اينک ستاره ای ! And now ,a STAR

سرويس فتوبلاگ فارسی

صفحه اصلی   -   گالری عکس   -   تماس با نویسنده

 


    و اينک ستاره ای ! And now ,a STAR

   (((((((((((((((((و اينك ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد*****دل رميده ما را انيس و مونس شد )))))))))))))))))))) حرف خودم : من هر روز بيشتر و بيشتر ، عشق ، ثروت ، زيبايي و پاكي را به سوي خويش جذب ميكنم.و هر روز بيش از پيش انسان ميشوم و حد كمال انسان خداوند است. *******( عاشقم بر همه عالم****که همه عالم از اوست)******* تماس با من: aquila.v913@gmail.com



آرشيو موضوعي

عكسها
عكس نوشته ها
نوشته ها


آرشیو ماهانه


بهمن 1388
دي 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهريور 1388
مرداد 1388
تير 1388
خرداد 1388
ارديبهشت 1388
فروردين 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دي 1387
آذر 1387
شهريور 1387
مرداد 1387
تير 1387
خرداد 1387


موسيقي زنده


پيوند ها
مرد ساكت : فرزان قاسمي
cinema
عکسهای سینمایی
سايت عكاسي پروچيستا
فتوبلاگ کوروش
مسافر شب : الهام - مهدي - مسعود
تصوير روز نجوم
akkasee.com
کشتی آرگو
من دوباره زنده شدم : فرزانه محمدي
مژدگاني مژده
بهونه هاي مرضيه
ط.ح
ایران فوتو/mehrdad tadjdini
science
dreamy
فرنگی(هلندی)
رویاهای سبز ستاره
محمد امینی در آمینوس 3!!


Balatarin - - - - - - - - - -

خروجی RSS


چهره ام. my face


 

امروز که رفتم جلوی آینه، برای اولین بار از صورتم، از چهره ام خوشم اومد!!

از اون موهای بلند و ژولی پولی که ریخته بود یه طرف صورتم و چرب بود مثل همیشه و منو مثل اسکیزوفرنها کرده بود.

از ته ریشی که رو صورتم سبز شده بود و من همیشه با یه تیغ ترتیبشو میدادم.

از چشمهای خمار ورقلنبیدم که کج و کوله ان که حالا از خستگی و از زور کار با کامپیوتر، حالا شده بودن دوتا کاسه خون.

از چهره ام که از زور فشار درسهای نخونده و وضعیت رقت بار جامعه و کشورم، حالا عبوس شده بود و رنجیده.

از صورت کشیده و درازم، از نگاه دپرسم، از ......از......

با خودم گفتم، این همون چهره ایه  که همیشه میخواستم داشته باشم.

و همه اینا برای اولین بار بود که رخ میداد.

و بعد آبی به صورتم زدم و سرمو گرفتم زیر شیر که یکم خنک شم و یکم آروم و از یادم بره که پسر همسایمونو ظهر عاشورا تو میدون انقلاب با تیر زدن تو سرش و کشتنش!!

یادم بره که عملا خانوادش با مرگش از هم پاشیده و مادرش قاطی کرده.

یادم بره که این آدم 27 ساله رو در نهایت مظلومیت کشتن و در کمال بیشرمی ،ساعت 8.30 شب دفن کردن و تازه خانوادش باید خوشحال باشن که موقع دفن خبر شدن!!

سرمو شستم که آروم شم که بتونم درس بخونم .

به آینه نگاه کردم.

دیگه این چهره اون چهره نبود.

دیگه ازش خوشم نمیومد.

من عوض شده بودم.

من عوض شدم.

چراغو خاموش کردم که خودمو نتونم ببینم.

تو آینه ، برق دوتا چشم به من خیره بود.

ساعت 1.30 شب بود، همه خواب بودن ومن خسته.

24 دی 1388-ساعت 2 شب

 




تهيه شده توسط hesam, azad o raha در تاريخ پنجشنبه ۲۴ دي ۸۸ ساعت ۱۲:۰۳ | نظرات (16)


آخرین عکس ها





























[ 1 ]

اين فتوبلاگ با استفاده از سيستم رايگان وب فتو راه اندازي شده است